عبد الحي حبيبى
91
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
كه تا فتح مسلمانان در دهلى ( 588 ه - 1192 م ) و بر مسكوكات راى پتهورا نيز نوشته ميشد . ولى چون تكرار نام يك شخص بر مسكوكات دو قرن ما بعد معقول به نظر نمىآيد ، بنابر ان همان سكههايى كه نام ( سرى سامنته ديوا ) را دارد ، بايد از همين سامند مذكور البيرونى باشد ، اما اگر كلمه سامنته با نام ديگرى بر سكهيى بيايد ، درينجا لقبى خواهد بود كه معنى جنگى و پهلوان و سپه سالار لشكر را بدهد ، كه اين لقب را در عهد غزنويان متأخر به سرى همير SRI - HAMIR يعنى ( حضرت امير ) تبديل كردند . و همين كلمهء سامنته در ازمنهء ما بعد از طرف بردچند BARD - CHAND بمعنى مطلق سردار دلير STALWART - KNIGHT ستعمال شده است . « 1 » محمد ناظم گويد : كه بعد از مرگ لليه ( كلر ) موسس لليه شاهى ، شخصى كه از خاندان شاهيان كابل بود ، و سامنته ديوا نامداشت ، تخت اجداد خود را به تصرف آورد ، مگر در حدود ( 903 م - 291 ه ) از دست گوپاله ورمن راجهء كشمير مخلوع و مغلوب گرديد ، و بجاى او « تورمانه كملوكه » را بتخت شاهى نشاند . « 2 » بدانكه در عصر غزنويان هنوز داستانهايى ازين شاهان كابلى در بين مردم رواج داشت - چنانچه استاد ابو القاسم حسن بن احمد عنصرى ( متوفى 431 ه ) شاعر معروف دربار سلطان محمود ، داستانهاى شادبهر و عين الحيوة و خنگ بت و سرخ بت باميان را نظم كرده بود « 3 » و همين داستانها را ابو ريحان البيرونى بنام قسيم السرور و عين الحيوة و حديث صنمى الباميان از فارسى به عربى ترجمه كرد . « 4 »
--> ( 1 ) - هوديوالا 2 / 422 ، ( 2 ) - سلطان محمود 203 و همين مطلب بحوالهء اصل مأخذ كشميرى بعدا مىآيد . ( 3 ) - لباب الالباب 2 / 32 ( 4 ) - فهرست كتب محمد بن زكريا 39 و البيرونى اردو از سيد حسن برنى طبع على گر